‏نمایش پست‌ها با برچسب خط پارسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خط پارسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

چگونه خط فارسی از میان تاجیکان گم شد؟

احسان زروان - پس از پیروزی انقلاب سوسیالستی در روسیه، در سال ۱۹۱۹ دولت اتحاد جماهیر شوروی مصوبه ای را به نام مبارزه برای محو بی سوادی تصویب کرد.
رهبران دولت کمونیستی اعلام داشتند که بدون مردم با سواد ایجاد یک جامعه کمونیستی غیر ممکن است.
مورخین بر اساس ارقام موجود گفته اند که میزان با سوادی مردم در روسیه در پایان قرن ۱۹ میلادی حدود ۲۹ درصد بوده است و در میان ملیت های آسیای مرکزی میزان باسوادی از جمله تاجیکان ۴ در صد، ازبکها نزدیک ۲ درصد و ترکمنها تقریبا یک در صد بوده است.


باسواد سازی از راه تغییر خط

چیزی که در این زمان برای باسواد ساختن مردم از سوی عده ای از روشنفکران انقلابی مطرح شد موضوع تغییر خط یا پذیرش خط لاتین برای باسواد ساختن مردم و دور افکندن میراث زمان گذشته بود که میراث جامعه استثماری خوانده می شد. حتی تلاشهایی نیز صورت گرفت تا از الفبای لاتین برای زبان روسی استفاده شود.

اما علاقه مندی برای پذیرش خط لاتین برای ملیت های ترک زبان آسیای مرکزی و روسیه و قفقاز که تا این زمان از الفبای عربی استفاده می کردند قوی تر بود، اگرچه افراد مخالف به قبول این خط در میان افراد باسواد این ملیت ها نیز کم نبوده است .

پس از آمادگی های کوتاهی در سال ۱۹۲۹ دولت ازبکستان که تا همین سال جمهوری خود مختار تاجیکستان شامل آن بود با صدور فرمانی استفاده از خط عربی را در ادارات دولت و مکاتب ممنوع اعلام کرد. اگرچه قرار بود تبدیل رسم الخط به تدریج صورت بگیرد و سال ۱۹۳۲ به انجام برسد.

تغییر خط تاجیکان

در تاجیکستان نیز تلاش عملی دولت برای رسمی ساختن خط لاتین در سال ۱۹۲۹ آغاز شد. اما روند قبول این خط و طرد کردن خط فارسی چه گونه بوده است.

پیوند گلمرادزاده محقق تاجیک در اینباره می گوید: "شعاری که در آن دوره خیلی معروف بود باسواد کردن همه مردم بود. بهانه پیش آوردند، که برای با سواد کردن همه مردم الفبای فارسی مشکلات زیاد ایجاد می کند و باید برای تاجیکان در دنیای نو الفبای نو ساخته شود و این الفبای نو باید الفبای لاتینی باشد. و اولین مقاله ای که در این زمینه در شماره دوم مجله رهبر دانش در سال ۱۹۲۷ چاپ شد مقاله معروف زاده تحت عنوان "تاجیکان و الفبای نو" بود. بعد از این در شماره سه مجله رهبر دانش لایحه الفبای نو عبد الرئوف فطرت منتشر شد."

ظاهرا هدف اساسی دولت کمونیستی آن دوره با سواد ساختن مردم اعلان می شد اما محققان می گویند هدف اساسی تغییر خط از بین بردن نفوذ دین ونمایندگان دین به خصوص دین اسلام در این منطقه بوده است، زیرا کمونیستها دین را عامل استثمار طبقه های زحمتکش از سوی طبقات حاکم دارا در جامعه طبقاتی تلقی می کردند.

ایرج بشیری محقق تاریخ تاجیکستان در دانشگاه مینسوتای آمریکا می گوید یکی از اهداف دیگر بی سواد ساختن مردم بوده تا بلشویک ها بتوانند نشان بدهند که مردمان بی سواد را باسواد کرده اند.

وی می گوید: " یکی اش را میتوانیم بگوئیم جنبه بی سواد کردن و یکی اش را می توانیم جنبه اسلامی بگو ییم. بی سوادی در این است، که هر بار که ما الفبای یک مملکت راعوض بکنیم مردم آن مملکت را به طور کامل بی سواد می کنیم برای دوره ای که بتوانند زحمت بکشند و الفبای جدید را یاد بگیرند و این مردم را از افکار و از آن چه در نوشته هایشان دارند دور می کند. یکی از دلایل به نظر من این بوده، که می خواستند مردم مسلمان را از منبع اسلامی خودشان دور بکنند."

به نظر محققین از بین بردن خط فارسی در تاجیکستان هدف های دیگر را هم پی گیری می کرده است.

آقای گلمرادزاده در این باره می افزاید: "بدین وسیله علایق و پیوند هایی را، که میان مردم فارسی زبان آسیای میانه و مردم ایران و افغانستان بود، قطع می کردند."

مخالف تغییر خط، دشمن انقلاب

اما خط لاتین از سوی مردم چگونه مورد استقبال قرار گرفت؟

در آثار تاریخی دوره شوروی سابق که مردم فاقد آزادی بیان بودند و آثار تاریخنگاران از سوی دولت سانسور می شد تنها از موفقیتهای نظام شوروی سخن در میان است. تغییر خط بخشی از انقلاب فرهنگی محسوب می شد و با مخالفین این انقلاب مبارزه می شد.

اما آیا افرادی بوده اند که به این روند در تاجیکستان مخالفت داشتند؟

در ابتدای بحث مبنی بر تغییر خط در تاجیکستان در سال های ۲۰ قرن بیستم در مطبوعات نظر های مختلف وجود داشت ولی به تدریج جانبداری دولت از تغییر خط به اندازه ای می رسد، که هر فرد مخالف تعویض خط فارسی به خط لاتین به مثابه دشمن انقلاب شناخته می شود.

کمال عینی محقق تاجیک و فرزند صدر الدین عینی بنیان گذار ادبیات شوروی تاجیک درباره مخالفت یا ترس از مخالفت در رابطه با منسوخ ساختن خط فارسی در تاجیکستان چنین می گوید:

"پدر من نقل می کردند که در یک جلسه شعاری روی دیوار نصب شده بود، که "قبول خط لاتین امر انقلاب است، زنده باد انقلاب، مرگ بر دشمنان انقلاب! و سه نفر وارد جلسه شدند و از حاضرین پرسیدند چه کسی مخالف قبول خط لاتین است. همه سرهای خود را پایین انداختند وهمه خاموش بودند."

اما شاید از هراس بوده باشد که صدر الدین عینی بعدا به جانبداری از پذیرش خط لاتین در تاجیکستان و پذیرش خط لاتین مقالاتی را منتشر کرد.

اشتیاق به خط فارسی در دلها ماند

از سوی دیگر مبارزه برای از بین بردن خط فارسی و جایگزین آن ساختن خط لاتین پیامدهای سنگینی را برای میراث ادبی بیش از هزار ساله ادبیات فارسی در تاجیکستان و آنانی که سواد مطالعه و کتابت با این خط را داشته اند، موجب شده است
آقای گلمرادزاده می گوید: "هر کتابی که با الفبای عربی انشا شده بود، می گفتند این کتاب ها کتاب های مذهبی اند و باید از بین برده شوند. تعداد زیادی از این کتابها به رودخانه ها انداخته شدند، به آتش افکنده شدند و مردم از ترس این که آنان را به حفظ این کتب متهم نکنند خودشان آنها را زیر خاک می کردند و یا در جایی پنهان می کردند. در آن دوره همه مردمی که با خط عربی آشنا بود و مدرسه را ختم کرده بود، به حیث دشمنان خلق زندانی شدند و بسیاری از آنها در زندان به هلاکت رسیدند."

ولی اشتیاق به آثار فرهنگی که باخط فارسی نگاشته شده بود در دل مردم باقی ماند و مردم با وجود تهدیدها از سوی مقامات وقت آثار انشا شده با خط فارسی را حفظ می کرد.

شاعر گلرخسار آن چه را خود مشاهد کرده است چنین بیان می کند: "و من می دیدم که در خانواده های ما و خویش و تبار ما این کتاب هارا چه گونه حفظ می کردند. جای از همه بی خطر این کتاب ها زیر سر کودکان در گاهواره بود. زیرا فکر می کردند، که زیر سر کودکان را جست وجو نمی کنند. دیگر همه جارا بازجویی می کردند از جمله کاهدان، آغل و ظروف بزرگ نگه داری آرد را."

تغییر مجدد خط از لاتین به سیریلیک

اما هنوز تمامی مردم خط لاتین را یاد نگرفته بود که سال ۱۹۴۰ دولت شوروی اصلاحات جدید الفبای مردمان آسیای مرکزی را به راه انداخت و این دفعه مردم باید خط سریلیک را می آموختند تا باسواد و همپای زمان خوانده شوند.

به اندیشه کارشناسان این اقدام بار دیگر ثابت کرد، که هدف از قبول خط لاتین از بین بردن خط فارسی بوده است. بعضی از محققین به این نظرند که تحمیل خط سریلیک روسی بالای ملیت های آسیای مرکزی از طرحهای روسیه تزاری بود که در زمان دولت شوروی به تحقق رسید.

اما واقعیت این است که طی زمان شوروی مردم تاجیکستان سرتاسر باسواد شد، اگرچه عده ای از کارشناسان معتقدند که زمینه رسیدن به چنین سطح باسوادی نظام جدید آموزش و پرورش با امکانات فنی جدید بوده که عوض نظام مبنی بر تدریس مذهبی پیشین روی کار آمد، نه تغیر الفبا.

پروستریکا و خط فارسی

در زمان رهبری میخائیل گورباچف در سالهای ۱۹۸۵ الی ۱۹۹۱ که مردم تاجیکستان تا اندازه ای توانستند فکر خود را به صورت آزاد بیان کنند مبارزه برای مقام دولتی دادن به زبان تاجیکی فارسی آغاز شد و در پهلوی آن احیای خط فارسی مطرح شد.

ایرج بشیری استاد دانشگاه مینسوتای آمریکا در این باره چنین می گوید: "در سال ۱۹۸۹ تصمیم گرفته شد، که این الفبای نیاکان دوباره برگردانده بشود و سال ۱۹۹۵ قرار بود سالی باشد که الفبای نیاکان به طور کامل مورد استفاده قرار بگیرد و می دانیم که اختلافاتی که بر سر این تغییر به وجود آمد، چه بود."

دشمنی مجدد با خط فارسی

آنچه را که در زمان جنگ داخلی نسبت نوشتجات فارسی صورت گرفت سید احمد قلندر محقق تاجیک چنین تصویر می کند: "گروههای افراد نقاب پوش، که اصلا خود را نمایندگان جبهه خلقی معرفی می کردند در تمام کوچه های شهر پیدا شدند. آنها افراد را مورد بازجویی قرار می دادند و اگر از نزد ایشان نوشتجات یا کتب فارسی یا عربی پیدا می کردند این افراد را توهین و ضرب و شتم می کردند."

او می افزاید: "این دشمنی به خط فارسی قطع نشد، بلکه ادامه یافت. بعدها با دستور مخصوص دولت تمام لوایح ادارات، که با خط فارسی نگاشته شده بود، برچیده شد."

اما پس از تقریبا ۷۵ سال از بین بردن خط فارسی در تاجیکستان امروز در جهان هزارها نشریه های مختلف و کتب زیادی به خط فارسی منتشر می شوند و صدها هزار سایت های انترنیتی به خط های فارسی و عربی فعال اند، که اکثر مطلق مردم تاجیکستان و تاجیکان آسیای میانه نمی توانند آنها را مطالعه کنند و ازسوی دیگر خط سریلیک تنها در بین فارسی زبانان تاجیکستان رایج است.

در عین حال، امروز شاید قسمت اعظمی از مردم تاجیکستان زبان روسی را که وارث اساسی خط سریلیک است نمی دانند و از اطلاعات منتشره به زبان روسی نیز محروم اند.

برگرفته از: تارنمای شورای گسترش زبان فارسی

چگونه خط فارسی از میان تاجیکان گم شد؟

احسان زروان - پس از پیروزی انقلاب سوسیالستی در روسیه، در سال ۱۹۱۹ دولت اتحاد جماهیر شوروی مصوبه ای را به نام مبارزه برای محو بی سوادی تصویب کرد.
رهبران دولت کمونیستی اعلام داشتند که بدون مردم با سواد ایجاد یک جامعه کمونیستی غیر ممکن است.
مورخین بر اساس ارقام موجود گفته اند که میزان با سوادی مردم در روسیه در پایان قرن ۱۹ میلادی حدود ۲۹ درصد بوده است و در میان ملیت های آسیای مرکزی میزان باسوادی از جمله تاجیکان ۴ در صد، ازبکها نزدیک ۲ درصد و ترکمنها تقریبا یک در صد بوده است.


باسواد سازی از راه تغییر خط

چیزی که در این زمان برای باسواد ساختن مردم از سوی عده ای از روشنفکران انقلابی مطرح شد موضوع تغییر خط یا پذیرش خط لاتین برای باسواد ساختن مردم و دور افکندن میراث زمان گذشته بود که میراث جامعه استثماری خوانده می شد. حتی تلاشهایی نیز صورت گرفت تا از الفبای لاتین برای زبان روسی استفاده شود.

اما علاقه مندی برای پذیرش خط لاتین برای ملیت های ترک زبان آسیای مرکزی و روسیه و قفقاز که تا این زمان از الفبای عربی استفاده می کردند قوی تر بود، اگرچه افراد مخالف به قبول این خط در میان افراد باسواد این ملیت ها نیز کم نبوده است .

پس از آمادگی های کوتاهی در سال ۱۹۲۹ دولت ازبکستان که تا همین سال جمهوری خود مختار تاجیکستان شامل آن بود با صدور فرمانی استفاده از خط عربی را در ادارات دولت و مکاتب ممنوع اعلام کرد. اگرچه قرار بود تبدیل رسم الخط به تدریج صورت بگیرد و سال ۱۹۳۲ به انجام برسد.

تغییر خط تاجیکان

در تاجیکستان نیز تلاش عملی دولت برای رسمی ساختن خط لاتین در سال ۱۹۲۹ آغاز شد. اما روند قبول این خط و طرد کردن خط فارسی چه گونه بوده است.

پیوند گلمرادزاده محقق تاجیک در اینباره می گوید: "شعاری که در آن دوره خیلی معروف بود باسواد کردن همه مردم بود. بهانه پیش آوردند، که برای با سواد کردن همه مردم الفبای فارسی مشکلات زیاد ایجاد می کند و باید برای تاجیکان در دنیای نو الفبای نو ساخته شود و این الفبای نو باید الفبای لاتینی باشد. و اولین مقاله ای که در این زمینه در شماره دوم مجله رهبر دانش در سال ۱۹۲۷ چاپ شد مقاله معروف زاده تحت عنوان "تاجیکان و الفبای نو" بود. بعد از این در شماره سه مجله رهبر دانش لایحه الفبای نو عبد الرئوف فطرت منتشر شد."

ظاهرا هدف اساسی دولت کمونیستی آن دوره با سواد ساختن مردم اعلان می شد اما محققان می گویند هدف اساسی تغییر خط از بین بردن نفوذ دین ونمایندگان دین به خصوص دین اسلام در این منطقه بوده است، زیرا کمونیستها دین را عامل استثمار طبقه های زحمتکش از سوی طبقات حاکم دارا در جامعه طبقاتی تلقی می کردند.

ایرج بشیری محقق تاریخ تاجیکستان در دانشگاه مینسوتای آمریکا می گوید یکی از اهداف دیگر بی سواد ساختن مردم بوده تا بلشویک ها بتوانند نشان بدهند که مردمان بی سواد را باسواد کرده اند.

وی می گوید: " یکی اش را میتوانیم بگوئیم جنبه بی سواد کردن و یکی اش را می توانیم جنبه اسلامی بگو ییم. بی سوادی در این است، که هر بار که ما الفبای یک مملکت راعوض بکنیم مردم آن مملکت را به طور کامل بی سواد می کنیم برای دوره ای که بتوانند زحمت بکشند و الفبای جدید را یاد بگیرند و این مردم را از افکار و از آن چه در نوشته هایشان دارند دور می کند. یکی از دلایل به نظر من این بوده، که می خواستند مردم مسلمان را از منبع اسلامی خودشان دور بکنند."

به نظر محققین از بین بردن خط فارسی در تاجیکستان هدف های دیگر را هم پی گیری می کرده است.

آقای گلمرادزاده در این باره می افزاید: "بدین وسیله علایق و پیوند هایی را، که میان مردم فارسی زبان آسیای میانه و مردم ایران و افغانستان بود، قطع می کردند."

مخالف تغییر خط، دشمن انقلاب

اما خط لاتین از سوی مردم چگونه مورد استقبال قرار گرفت؟

در آثار تاریخی دوره شوروی سابق که مردم فاقد آزادی بیان بودند و آثار تاریخنگاران از سوی دولت سانسور می شد تنها از موفقیتهای نظام شوروی سخن در میان است. تغییر خط بخشی از انقلاب فرهنگی محسوب می شد و با مخالفین این انقلاب مبارزه می شد.

اما آیا افرادی بوده اند که به این روند در تاجیکستان مخالفت داشتند؟

در ابتدای بحث مبنی بر تغییر خط در تاجیکستان در سال های ۲۰ قرن بیستم در مطبوعات نظر های مختلف وجود داشت ولی به تدریج جانبداری دولت از تغییر خط به اندازه ای می رسد، که هر فرد مخالف تعویض خط فارسی به خط لاتین به مثابه دشمن انقلاب شناخته می شود.

کمال عینی محقق تاجیک و فرزند صدر الدین عینی بنیان گذار ادبیات شوروی تاجیک درباره مخالفت یا ترس از مخالفت در رابطه با منسوخ ساختن خط فارسی در تاجیکستان چنین می گوید:

"پدر من نقل می کردند که در یک جلسه شعاری روی دیوار نصب شده بود، که "قبول خط لاتین امر انقلاب است، زنده باد انقلاب، مرگ بر دشمنان انقلاب! و سه نفر وارد جلسه شدند و از حاضرین پرسیدند چه کسی مخالف قبول خط لاتین است. همه سرهای خود را پایین انداختند وهمه خاموش بودند."

اما شاید از هراس بوده باشد که صدر الدین عینی بعدا به جانبداری از پذیرش خط لاتین در تاجیکستان و پذیرش خط لاتین مقالاتی را منتشر کرد.

اشتیاق به خط فارسی در دلها ماند

از سوی دیگر مبارزه برای از بین بردن خط فارسی و جایگزین آن ساختن خط لاتین پیامدهای سنگینی را برای میراث ادبی بیش از هزار ساله ادبیات فارسی در تاجیکستان و آنانی که سواد مطالعه و کتابت با این خط را داشته اند، موجب شده است
آقای گلمرادزاده می گوید: "هر کتابی که با الفبای عربی انشا شده بود، می گفتند این کتاب ها کتاب های مذهبی اند و باید از بین برده شوند. تعداد زیادی از این کتابها به رودخانه ها انداخته شدند، به آتش افکنده شدند و مردم از ترس این که آنان را به حفظ این کتب متهم نکنند خودشان آنها را زیر خاک می کردند و یا در جایی پنهان می کردند. در آن دوره همه مردمی که با خط عربی آشنا بود و مدرسه را ختم کرده بود، به حیث دشمنان خلق زندانی شدند و بسیاری از آنها در زندان به هلاکت رسیدند."

ولی اشتیاق به آثار فرهنگی که باخط فارسی نگاشته شده بود در دل مردم باقی ماند و مردم با وجود تهدیدها از سوی مقامات وقت آثار انشا شده با خط فارسی را حفظ می کرد.

شاعر گلرخسار آن چه را خود مشاهد کرده است چنین بیان می کند: "و من می دیدم که در خانواده های ما و خویش و تبار ما این کتاب هارا چه گونه حفظ می کردند. جای از همه بی خطر این کتاب ها زیر سر کودکان در گاهواره بود. زیرا فکر می کردند، که زیر سر کودکان را جست وجو نمی کنند. دیگر همه جارا بازجویی می کردند از جمله کاهدان، آغل و ظروف بزرگ نگه داری آرد را."

تغییر مجدد خط از لاتین به سیریلیک

اما هنوز تمامی مردم خط لاتین را یاد نگرفته بود که سال ۱۹۴۰ دولت شوروی اصلاحات جدید الفبای مردمان آسیای مرکزی را به راه انداخت و این دفعه مردم باید خط سریلیک را می آموختند تا باسواد و همپای زمان خوانده شوند.

به اندیشه کارشناسان این اقدام بار دیگر ثابت کرد، که هدف از قبول خط لاتین از بین بردن خط فارسی بوده است. بعضی از محققین به این نظرند که تحمیل خط سریلیک روسی بالای ملیت های آسیای مرکزی از طرحهای روسیه تزاری بود که در زمان دولت شوروی به تحقق رسید.

اما واقعیت این است که طی زمان شوروی مردم تاجیکستان سرتاسر باسواد شد، اگرچه عده ای از کارشناسان معتقدند که زمینه رسیدن به چنین سطح باسوادی نظام جدید آموزش و پرورش با امکانات فنی جدید بوده که عوض نظام مبنی بر تدریس مذهبی پیشین روی کار آمد، نه تغیر الفبا.

پروستریکا و خط فارسی

در زمان رهبری میخائیل گورباچف در سالهای ۱۹۸۵ الی ۱۹۹۱ که مردم تاجیکستان تا اندازه ای توانستند فکر خود را به صورت آزاد بیان کنند مبارزه برای مقام دولتی دادن به زبان تاجیکی فارسی آغاز شد و در پهلوی آن احیای خط فارسی مطرح شد.

ایرج بشیری استاد دانشگاه مینسوتای آمریکا در این باره چنین می گوید: "در سال ۱۹۸۹ تصمیم گرفته شد، که این الفبای نیاکان دوباره برگردانده بشود و سال ۱۹۹۵ قرار بود سالی باشد که الفبای نیاکان به طور کامل مورد استفاده قرار بگیرد و می دانیم که اختلافاتی که بر سر این تغییر به وجود آمد، چه بود."

دشمنی مجدد با خط فارسی

آنچه را که در زمان جنگ داخلی نسبت نوشتجات فارسی صورت گرفت سید احمد قلندر محقق تاجیک چنین تصویر می کند: "گروههای افراد نقاب پوش، که اصلا خود را نمایندگان جبهه خلقی معرفی می کردند در تمام کوچه های شهر پیدا شدند. آنها افراد را مورد بازجویی قرار می دادند و اگر از نزد ایشان نوشتجات یا کتب فارسی یا عربی پیدا می کردند این افراد را توهین و ضرب و شتم می کردند."

او می افزاید: "این دشمنی به خط فارسی قطع نشد، بلکه ادامه یافت. بعدها با دستور مخصوص دولت تمام لوایح ادارات، که با خط فارسی نگاشته شده بود، برچیده شد."

اما پس از تقریبا ۷۵ سال از بین بردن خط فارسی در تاجیکستان امروز در جهان هزارها نشریه های مختلف و کتب زیادی به خط فارسی منتشر می شوند و صدها هزار سایت های انترنیتی به خط های فارسی و عربی فعال اند، که اکثر مطلق مردم تاجیکستان و تاجیکان آسیای میانه نمی توانند آنها را مطالعه کنند و ازسوی دیگر خط سریلیک تنها در بین فارسی زبانان تاجیکستان رایج است.

در عین حال، امروز شاید قسمت اعظمی از مردم تاجیکستان زبان روسی را که وارث اساسی خط سریلیک است نمی دانند و از اطلاعات منتشره به زبان روسی نیز محروم اند.

برگرفته از: تارنمای شورای گسترش زبان فارسی

معایب خط فارسی

دکتر محمدرضا باطنی - وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر مردم به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌کنند. ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع است و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده است.
با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان است، معایب مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد ...




۱. مصوت‌های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند. مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند. اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در خواندن یک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار است. چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌کنند. مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند. البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی آن‌ها را حدس زد و آن‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.

۲. چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید آن‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌کنند. صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند. گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا است: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر است.

۳. برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد. مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود. هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند. این تعدد حروف از آن جا است که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته است، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای آن‌ها نشانده‌اند. بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی آن‌ها است حفظ شده، ولی تلفظ آن‌ها فارسی و یکنواخت شده است. گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از آن جایی که سال‌ها است این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی آن‌ها تغییر کرده است، باید آن‌ها را فارسی پنداشت. نوشتن آن‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن آن‌ها حساس می‌کند - که خود کار نادرستی است زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند - بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب است زیرا، چنان که گفتیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی آن‌ها در فارسی از بین رفته است.

۴. بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند. مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/. «ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/. در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند آن. «ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ است، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب». به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/. بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.

۵. یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش آن قرار می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ. بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌کنند.

۶. مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری است. در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم آن اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود. بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این است که) «طوریستکه» (طوری است که) و مانند آن. اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این است که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه خواندن آن کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند. مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در آن جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر آن جا هستیم».

۷. اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی است، معمولا به صورت مصوت /e/  در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود. در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و آن را بی معنی حس می‌کند. ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده است. گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی آن را تغییر می‌دهد. مثلا در جمله «مردم دیگر این کار را نمی‌کنند» اگر اضافه‌ای پس از «مردم» قرار گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند. هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ مردم این طور فکر می‌کنند» معنی آن را تغییر می‌دهد.

۸. فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن آن‌ها و گاهی اوقات حذف آن‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره آن‌ها داستان‌هایی ساخته شده است.

۹. علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند آن بر اشکال خواندن و نوشتن خط فارسی می‌افزاید.

اصلاح خط کار آسانی نیست. زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که درباره آن سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند. مسئله اصلاح خط امری است زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث آن را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.

بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم است. مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌گفت «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند. بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت کنند. در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و آن این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن آن بیشتر است و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند. عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌کنند زیرا آن را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند. عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به آن‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با آن مخالفت می‌ورزند.

ولی اشکالات تغییر خط فقط چیره شدن بر این مخالفت‌ها نیست. تغییر خط، در هر جامعه‌ای از جمله ایران، اشکالات فنی نیز دارد. یکی از این اشکالات فنی عامل جغرافیایی زبان است. امروز زبان فارسی از نظر جغرافیایی قسمت وسیعی از کشور ایران و قسمت‌هایی از کشورهای همسایه را در بر می‌گیرد. زبان فارسی در نواحی مختلف این قمرو وسیع، تلفظ‌های متفاوت دارد. اگر قرار باشد تلفظی انتخاب شود که خط از روی آن تنظیم شود اولین اشکالی که ایجاد می‌شود این است که کدام تلفظ از این انواع مختلف باید ملاک قرار گیرد. ممکن است بگوییم فارسی پایتخت، تهران، ملاک قرار گیرد. در این جا باز چندین اشکال ظاهر می‌شود. اولا در همه تهران، تلفظ یکنواخت نیست. ثانیا این کار، مشکل را به کلی رفع نخواهد کرد زیرا فقط مردم تهران کم و بیش آن طور که تلفظ می‌کنند خواهند نوشت ولی در لهجه‌های شهرستانی بین خط و زبان باز جدایی خواهد بود. مثلا گوینده اصفهانی باید بگوید: /peder/ و بنویسد /pedar/ «پدر» یا بر عکس دومی را به صورت نوشته ببیند و اولی را تلفظ کند. خط خود می‌تواند، در مورد زبان‌هایی که لهجه‌های بسیار مختلف دارند، یک عامل پیوند دهنده باشد و نمونه بارز چنین خطی، خط چینی است.

اشکال دوم مربوط به زمان است و این مخصوصا در مورد کشورهایی صادق است که دارای سنت ادبی هستند. کتبی که از قدیم به ما رسیده با خط فعلی نوشته شده است که تلفظ آن از بسیاری جهات مبهم است. اگر قرار باشد این کتب به خط جدید نوشته شود، دو اشکال به وجود می‌آید: اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ قدیم شان ضبط کنیم، مدرک قطعی برای تعیین تلفظ آن‌ها وجود ندارد و در نتیجه اختلاف رای ظاهر می‌شود و ایرادگیری‌های ادیب‌مآبانه از آن چه هست بیشتر رونق می‌گیرد. اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ امروز ضبط کنیم، دانسته حقایق را دگرگون جلوه داده‌ایم زیرا همه می‌دانیم که این کلمه در گذشته تلفظ امروز گویش تهران را نداشته‌اند.

ولی علی رغم همه این گرفتاری‌ها و مخالفت‌ها، خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت است که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که گفته شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت خواندن می‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود. یاد گرفتن آن برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور است، و مانع دلسردکننده‌ای است برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا کنند.

برگرفته از: کتاب زبان و تفکر

معایب خط فارسی

دکتر محمدرضا باطنی - وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر مردم به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌کنند. ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع است و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده است.
با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان است، معایب مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد ...




۱. مصوت‌های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند. مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند. اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در خواندن یک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار است. چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌کنند. مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند. البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی آن‌ها را حدس زد و آن‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.

۲. چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید آن‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌کنند. صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند. گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا است: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر است.

۳. برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد. مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود. هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند. این تعدد حروف از آن جا است که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته است، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای آن‌ها نشانده‌اند. بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی آن‌ها است حفظ شده، ولی تلفظ آن‌ها فارسی و یکنواخت شده است. گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از آن جایی که سال‌ها است این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی آن‌ها تغییر کرده است، باید آن‌ها را فارسی پنداشت. نوشتن آن‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن آن‌ها حساس می‌کند - که خود کار نادرستی است زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند - بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب است زیرا، چنان که گفتیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی آن‌ها در فارسی از بین رفته است.

۴. بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند. مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/. «ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/. در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند آن. «ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ است، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب». به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/. بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.

۵. یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش آن قرار می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ. بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌کنند.

۶. مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری است. در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم آن اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود. بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این است که) «طوریستکه» (طوری است که) و مانند آن. اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این است که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه خواندن آن کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند. مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در آن جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر آن جا هستیم».

۷. اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی است، معمولا به صورت مصوت /e/  در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود. در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و آن را بی معنی حس می‌کند. ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده است. گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی آن را تغییر می‌دهد. مثلا در جمله «مردم دیگر این کار را نمی‌کنند» اگر اضافه‌ای پس از «مردم» قرار گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند. هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ مردم این طور فکر می‌کنند» معنی آن را تغییر می‌دهد.

۸. فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن آن‌ها و گاهی اوقات حذف آن‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره آن‌ها داستان‌هایی ساخته شده است.

۹. علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند آن بر اشکال خواندن و نوشتن خط فارسی می‌افزاید.

اصلاح خط کار آسانی نیست. زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که درباره آن سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند. مسئله اصلاح خط امری است زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث آن را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.

بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم است. مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌گفت «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند. بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت کنند. در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و آن این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن آن بیشتر است و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند. عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌کنند زیرا آن را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند. عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به آن‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با آن مخالفت می‌ورزند.

ولی اشکالات تغییر خط فقط چیره شدن بر این مخالفت‌ها نیست. تغییر خط، در هر جامعه‌ای از جمله ایران، اشکالات فنی نیز دارد. یکی از این اشکالات فنی عامل جغرافیایی زبان است. امروز زبان فارسی از نظر جغرافیایی قسمت وسیعی از کشور ایران و قسمت‌هایی از کشورهای همسایه را در بر می‌گیرد. زبان فارسی در نواحی مختلف این قمرو وسیع، تلفظ‌های متفاوت دارد. اگر قرار باشد تلفظی انتخاب شود که خط از روی آن تنظیم شود اولین اشکالی که ایجاد می‌شود این است که کدام تلفظ از این انواع مختلف باید ملاک قرار گیرد. ممکن است بگوییم فارسی پایتخت، تهران، ملاک قرار گیرد. در این جا باز چندین اشکال ظاهر می‌شود. اولا در همه تهران، تلفظ یکنواخت نیست. ثانیا این کار، مشکل را به کلی رفع نخواهد کرد زیرا فقط مردم تهران کم و بیش آن طور که تلفظ می‌کنند خواهند نوشت ولی در لهجه‌های شهرستانی بین خط و زبان باز جدایی خواهد بود. مثلا گوینده اصفهانی باید بگوید: /peder/ و بنویسد /pedar/ «پدر» یا بر عکس دومی را به صورت نوشته ببیند و اولی را تلفظ کند. خط خود می‌تواند، در مورد زبان‌هایی که لهجه‌های بسیار مختلف دارند، یک عامل پیوند دهنده باشد و نمونه بارز چنین خطی، خط چینی است.

اشکال دوم مربوط به زمان است و این مخصوصا در مورد کشورهایی صادق است که دارای سنت ادبی هستند. کتبی که از قدیم به ما رسیده با خط فعلی نوشته شده است که تلفظ آن از بسیاری جهات مبهم است. اگر قرار باشد این کتب به خط جدید نوشته شود، دو اشکال به وجود می‌آید: اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ قدیم شان ضبط کنیم، مدرک قطعی برای تعیین تلفظ آن‌ها وجود ندارد و در نتیجه اختلاف رای ظاهر می‌شود و ایرادگیری‌های ادیب‌مآبانه از آن چه هست بیشتر رونق می‌گیرد. اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ امروز ضبط کنیم، دانسته حقایق را دگرگون جلوه داده‌ایم زیرا همه می‌دانیم که این کلمه در گذشته تلفظ امروز گویش تهران را نداشته‌اند.

ولی علی رغم همه این گرفتاری‌ها و مخالفت‌ها، خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت است که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که گفته شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت خواندن می‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود. یاد گرفتن آن برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور است، و مانع دلسردکننده‌ای است برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا کنند.

برگرفته از: کتاب زبان و تفکر

Followers